اس ام اس باحال

نمی دانم چرا رفتی ؟ نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم ، و تو ، بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ، نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد و بعد از رفتنت دریاچه بغض کرد و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد .

سر از دریا برون آورد خورشید ، چو گل بر سینه دریا ، درخشید ، شراری داشت ، بر شعر من آویخت ، فروغی داشت ، بر روی تو بخشید ! (فریدون مشیری)

عاشق آینه ای هستم که تصویر تو را در روزهای نبودنت باز می تاباند .

بعد از این هم آشیانت هر کس است باشد ، با او یاد تو بر ما بس است

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که می بارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند .

پلکهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که می بارد ، صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند .

اگرچه نازنینان را وفا نیست ، گلستانی چو باغ آشنا نیست ، اگر بر اوج آسمان هم پا گذارم ، دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .

/ 0 نظر / 8 بازدید